سجاد قادر زاده، فرزند سکینه محمدی بانوی ایرانی محکوم به سنگسار، در مصاحبه ای اخصاصی با آژانس خبری« آکی» برای نجات جان مادرش از پاپ و دولت ایتالیا درخواست کمک کرد. « از جناب پاپ درخواست میکنم که برای نجات جان مادرم هر کاری از دستشان بر می آید دریغ نکند». سجاد، حمایت حامعه بین المللی را از مادرش «بسیار موثر دانست» و افزود: «از تمام نهاد ها و کسانیکه از مادرم در خارج از کشور دارند حمایت میکنند سپاسگزارم و از آنها میخواهم که به فعالیت خود در این زمینه ادامه دهند چرا که ما اینجا تنها هستیم و به جز وکیلمان و تعدادی از فعالان حقوق بشر پیشتیبانی نداریم». پسر سکینه محمدی در مورد دلیل تقاضای کمکش از مجامع بین المللی گفت:
«پیش از آنکه برای نجات جان مادرم از خارج تقاضای کمک بکنم، به مقامات بلند پایه جمهوری اسلامی چون آیت الله علی خامته ای و محمود احمدی نژاد نامه نوشتم و از آنها در خواست کمک کردم. متاسفانه هیچ پاسخی را دریافت نکردم و بنابراین مجبور شدم به مجامع بین المللی روی بیاورم تا بلکه با فشارهایشان بتوانند به مادرم کمک کنند». سجاد با ناراحتی از رئیس جمهور ایران میپرسد: «آقای احمدی نژاد، شما که در مناطره های تلویزیونی پیش از انتخابات از اهمیت رعایت حقوق شهروندان و عدالت اجتماعی سخن میگفتید، چرا سکوت کرده اید و به مادرم کمک نمی کنید».
در بخش دوم مصاحبه اخصاصی سجاد قادر زاده با آژانس خبری« آکی»، او از اجرای حکم جدید ضربه شلاق بر مادرش درزندان تبریز خبر داد و آن را «غیر قابل توجیه و خجالت آور» توصیف کرد. «مادرم را، بر طبق خبر های موثقی که بهمان رسیده، چند روز پیش دوباره شلاق زده اند و دلیل آن اشتباه روزنامه «تایمز» بوده است که به اشتباه عکس یک خانم دیگری را که حجاب نداشته اند، با نام مادرم منتشر کرده اند. من از مقامات قضایی ایران برای به اجرا در آوردن چنین مجازاتی بر ضد مادرم توضیح میخواهم».
سجاد همچنین توضیح داد که بیش از دو هفته است که مادرش را ندیده است: «درست بعد از مصاحبه تلویزیونی مادرم دیگر موفق به ملاقات او نشده ام و امیدوارم که اجازه ملاقات ایشان را این پنجشنبه دریافت کنم ». در مورد امنیت جانی و روانی خود و خواهر کوچکترش گفت: «برای امنیت خود و به ویژه خواهرم بسیار نگران هستم. در این روزها نیروهای اطلاعاتی با ما چتد بار تماس گرفته اند و از ما خواسته اند که به اداره آنها برویم، ولی ما فعلا به این درخواست پاسخ منفی داده ایم چون واقعا میترسیم و نمی دانیم آنها چه کار میخواهند با ما بکنند. ما اینجا خیلی تنها هستیم». سجاد در پایان با لحن صدایی نگران باز هم از مجامع بین المللی درخواست کمک کرد و گفت «ما را تنها نگذارید».