دكتر كاوه احمدي علي آبادي
عضو هيئت علمي دانشگاه آبردين با رتبه پروفسوري
عضو جامعه شناسان بدون مرز
شما متأسفانه چون در زمينه هايي كه تخصص نياز دارد، اظهارنظر مي كنيد، تبعات اجتماعي و فرهنگي آن را نمي دانيد. وقتي مي گوييد، نظام پارلماني علاوه بر نياز به مقتضيات آن، تبعاتي دارد كه آن را نمي شناسيد؛ تبعاتي كه متخصصان علوم اجتماعي و فرهنگي دنيا آن را مي شناسند، ولي شما فكر كرده ايد كه روضه خواني است كه از اين طرف هر چه دلتان خواست بگويد و از آن طرف پولتان را بگيريد و برويد!؟ وقتي نظام پارلماني در كشوري تشكيل داديد كه از اقوام و اديان مختلف اند و خواسته هايي از اين دست نيز تهييج شده، احزابي قومي و قشري در مناطق مختلف با آراي اقوام و اديان هر منطقه وارد مجلس مي شوند و آن ها بدنبال قوانيني براي استقلال و چه بسا خودمختاري خواهند رفت كه مي تواند به تجزيه كامل كشور نيز منتهي شود. وقتي به شما گزارش مي دهند كه اسرائيل بدنبال تجزيه ايران است، يعني اين گونه ماهرانه از قوانين اجتماعي و فرهنگي استفاده بردن، نه تشكيل چند گروه مسلحانه و راه انداختن چماقدار كه با آن تجزيه كه هيچ، يك طويله را هم نمي توانيد آزاد كنيد و اين حرف ها به درد سردرگم كردن چند آخوند بي سواد و جوجه اطلاعاتي متعصب مي خورد كه فكر كرده اند با راه انداختن اراذل و اوباش و زنان بدكاره مي توان حكومت عوض كرد. همان گونه كه وقتي موشكي را پرت مي كنيد، آن تغيير مكان نمي دهد، مگر اين كه قوانين فيزيكي آن را بشناسيد و تنها بر اساس همان قوانين پرتاب مي شوند، وقايع اجتماعي و فرهنگي نيز با هيچ اقدامي و حتي توطئه اي تحقق نمي يابند، مگر اين كه قوانين اجتماعي و فرهنگي حاكم بر آن را بشناسيد. آن تحليلگران حرفه اي موساد كه از اين دست طرح ها درون اتاق هاي فكر امنيتي تان تزريق مي كنند، و به خوردتان مي دهند، خوب اين قوانين را مي شناسند، ولي شما از سر سفره ابوالفضل بلند شده ايد و مي خواهيد مملكتي را كه در هر بخش اش نياز به تخصص هاي مختلف دارد، با فرمان هاي آشكار و پنهان تان اداره كنيد!! عده اي را نيز دور خود جمع كرده ايد كه جز چاپلوسي و لات بازي و آدم كشي (حتي دلقك بازي هايشان نيز مصنوعي است) در هيچ زمينه اي تخصص ندارند! يكي كه سال ها پيش مهندس بوده و الان به جز چاپلوسي در هيچ زمينه اي تخصص ندارد، به شما مي گويد كه علوم انساني بايد كاربردي باشد، فردا حكم صادر مي كنيد كه علوم انساني ما عقب است! يك روز به بيت يكي از همين ها كه كشته و مرده قدرت است، مي رويد و چهار دست و پا به پاي تان افتاده و به شما سجده مي كنند (كه مصداق دقيق و عيني شرك و سجده به قدرت است)، براي اين كه جبران لطف اش را كرده باشيد، فرمان مي دهيد كه علوم بايد اسلامي شود و دانشگاه ما غربي است!؟ چهار تا جوجه اطلاعاتي بي سواد و متعصب و عقده اي را نيز كرده ايد، همكاره اين مملكت تا براي بقيه تعيين تكليف كنند كه اسلام چيست، امنيت كدام است و مصالح مملكت چگونه است و حتي روابط اجتماعي مردم و تعاملات خانوادگي شان بايد چگونه باشد و اقيلت ها چگونه بايد عمل كنند و جوانان آب بازي بكند يا آن محاربه با حكومت اسلامي است!؟ عقل هم چيز خوبي است! همه چيز را به شوخي گرفته ايد و اينك دستاوردهاي اين شوخي مضحك و بيمزه را پس از سه دهه مي توانيد ببينيد كه نه تنها نسلي منزجر از حاكمان، بلكه بيزار از اسلام و دين و ايدئولوژي به بار آورده ايد و در منطقه و افكار عمومي اعراب نيز جانشين استعمارگران شده ايد و كشور و مملكت را نيز با لج بازي هاي كودكانه تان تا آستانه جنگي ويران كننده –و احتمالاً هسته اي- سوق داده ايد.
هر حرف اشتباهي نيز مي زنيد تا توسط منتقدان رد مي شود، مي گوييد كه متخصصان درباره آن گفتگو كنند؛ حكايت آن فردي بود كه سنگ در چاه مي انداخت و صدها عاقل نمي توانستند، آن را بيرون بكشند! يك تيم متخصص و بيكار مي خواهد فقط بيافتد دنبال شما و خرابكاري هاي تان را جبران كند. هر چه مي خواهيم چيزي نگوييم و خويشتن داري نشان مي دهيم، اما انگار شما اصلاً گوشتان بدهكار نيست و تا اين مملكت را به ويراني كامل نكشانيد، ول كن نيستيد!؟ اگر مي خواهيد خدمت كنيد، كاري انجام ندهيد، چون كارهايتان خرابكاري است، پس همين كه كاري نكنيد، خودش خدمت به مملكت و مردم است. مشكلي به اين كوچكي كه اين همه به ريز و به پاش در مملكت نياز ندارد. افراد را تغيير مي دهيد، پست ها را تغيير مي دهيد، قانون اساسي را از اصول جمهوريت تهي مي كنيد، براي چه؟ چون تحمل نظرات مخالف ديگران را نداريد و هنوز نمي دانيد كه كشور ملك خصوصي شما نيست و حق نداريد كه هر طور شخص شما مي پسندد، اداره شود. با رياكاري نيز در بلندمدت نمي توان مديريت كرد و پس از مدتي لو مي رود كه خودتان مي بينيد.